X
تبلیغات
شعر

amir1990

امیر

amir1990

http://amir1990.blogfa.com

شعر

شعر

شعر

سلام به همه ی عزیزانی که من و تا حالا همراهی کردن .اسمم امیر . محل سکونتم همه ی شهرای ایران چون ایران سرای من است . یه کمی از خودم بگم . تیم مورد علاقه . بایرن مونیخ ...
تیم منفور.میلان ... تیم ملی .المان ...رنگ مورد علاقه.ابی و شکلاتی... تیم داخلی.اس اس...
غذای مورد علاقه.غذاهای فست فود ...بازیکن مورد علاقه.الیور کان و مایکل بالاک...ورزشکار غیر فوتبالی.سباستین لوب و رندی اورتن...ورزش مورد علاقه.بوکس و فوتبال و کشتی عشق وشعر

شعر

عشق وشعر
تنها ترین تنها
دلم حق داره از تردید                    یه عمره بی وفایی دید                به حاله هرکی غم خورده

 

 یه جورایی بهش خندید                                           یه جورایی بهش خندید.یه جورایی بهش خندید

 

......................................................................................................................

سلام به همه دوستای گلم .کنکورم قبول شدم.حالا سخت ترین جاش رسیده.انتخاب

رشته ...ارومیه.زنجان وچابهار این۳جا رومیتونم برم.البته دولتی.شهر خودمون هم نمیتونم.

.....................................................................................................................................

+ نوشته شده در یکشنبه 11 مرداد1388ساعت 3:41 PM توسط امیر |
ریاضی
این معادلات ریاضی اگر چه بصورت طنز می باشند . اما در جهانی بودن آن شکی نیست .

معادله ۱
انسان = خواب + خوراک + کار + تفریح
الاغ = خواب + خوراک
پس
انسان = الاغ + کار + تفریح
و بنابراین
انسان - تفریح = الاغ + کار
بعبارت دیگر
انسانی که تفریح نداره = الاغیه که فقط کار می کنه

 معادله ۲
مرد = خواب + خوراک + درآمد
الاغ = خواب + خوراک
پس
مرد = الاغ + درآمد
و بنابراین
مرد - درآمد = الاغ
بعبارت دیگر
مردی که درآمد ندارد = الاغیه که فقط می خوره و می خوابه

معادله ۳
زن = خواب + خوراک + خرج پول
الاغ = خواب + خوراک
پس
زن = الاغ + خرج پول
و بنابراین
زن - خرج پول = الاغ
بعبارت دیگر
زنی که پول خرج نمی کنه = الاغیه که فقط می خوره و می خوابه

نتیجه گیری:
از معادلات ۲و۳ داریم:
مردی که درآمد ندارد = زنی که پول خرج نمی کند
پس:
فرض منطقی ۱: مردها درآمد دارند تا نگذارند زنها تبدیل به الاغ شوند.
و
فرض منطقی ۲: زنها پول خرج می کنند تا نگذارند مردها تبدیل به الاغ شوند.
 

اندراحوالات خودم :  بعد از حادثه تصادف و ۲سالی که  گذشته ، اوضاع الان خوب است و شکر

+ نوشته شده در پنجشنبه 14 خرداد1388ساعت 8:42 AM توسط امیر |
تو طلوع هر امیدی من غروب نا امیدی
دلت شاد و لبت خندان بماند                                برایت عمر جاویدان بماند     

خدا را میدهم سوگند بر عشق                             هر ان خواهی برایت ان بماند

به پایت ثروتی افزون بریزد                                      که چشم دشمنت حیران بماند

تنت سالم سرایت سبز باشد                                 برایت زندگی اسان بماند

تمام فصل سالت عید باشد                                     چراغ خانه ات تابان بماند

....................................................................................................................   

خانه خراب تو شدم                                            بسوی من روانه شو

سجده به عشقت میزنم                                      منجی جاودانه شو

ای کوه پر غرور  من                                              سنگ صبور تو منم

یه لحظه ساز عاشقی                                          عاشق با تو بودنم

روشن ترین ستاره ام                                             می خواهمت.می خواهمت

تو ماندگاری در دلم                                                 ...............................

ای همه ی وجود من                                                نبود تو نبود من

                                     نبود تو نبود من...........

+ نوشته شده در سه شنبه 8 اردیبهشت1388ساعت 6:48 PM توسط امیر |
هرگز تنهایم مگذار
میخانه اگر ساقی صاحب نظری داشت                میخوری و مستی راه و رسم دگری داشت

پیمانه نمیداد به پیمان شکنان باز                       ساقی اگر از حالت مجلس خبری داشت

 

....................................................................................................................................

خاطراتم را در این غمخانه پنهان میکنم               تا ابد نام تو را در سینه پنهان میکنم

همه شب دربستر تنهایی خود گریستم وناله سردادم.هزاران باردست بردعازدم شاید که مرگ مراازاین

تنهایی برهاند افسوس که حتی مرگ هم بمن پشت کرده است.

عشق من.

من میدانم که کسی تو را رازی به این سفر نکرده وخود چه خواه و چه نا خواه میخواهی که بروی اما 

بدان دل من طاقت دوری تورا ندارد بذار حتی اگر تو را ازمن گرفتند تو خود  خودت را از من نگیر چون.

دلم طاقت بی تو بودن را ندارد هرگز... مطمئن باش اگر خودم هم نخواهم بمیرم ... از غصه نبودن تو

میمیرم...پس اگر این چنین خواهی برو.......

+ نوشته شده در جمعه 21 فروردین1388ساعت 3:48 PM توسط امیر |
عکس عشقولانه

اینم عکسایی که خواسته بودین  باقیش و بعدا میزارم  دوستای عزیزم

+ نوشته شده در یکشنبه 9 فروردین1388ساعت 10:28 AM توسط امیر |
فال نامه
فروردين
    شايستگي‌هاي شما از چشم هيچ‌كس پنهان نيست. چه دليلي دارد كه براي پيشرفت، ديگران را پله ترقي خود كنيد؟ نه كار بيش از حد، نه كم كاري و نه تهمت زدن و آدم‌فروشي نمي‌تواند نظر كارفرماي‌تان را نسبت به شما عوض كند. او شما را به خوبي مي‌شناسد. دانش‌آموزان ودانشجوهاي متولد اين ماه بايد درانتظار نمرات خوب باشند. شانس با آنها يار است و نتيجه زحمت‌‌هاي‌شان را به زودي خواهند گرفت.يك دوست قديمي به ديدارتان خواهد آمد. از ديدن او خوشحال مي‌شويد.   
    ارديبهشت
    در كارتان گره‌اي افتاده. شما معمولا زود از كوره در مي‌‌رويد و لب به شكايت مي‌‌گشاييد. اگر هم از دست‌تان در برود و به‌طور اتفاقي تصميم بگيريد در برابر ناملايمات زندگي صبر كنيد، آنقدر تلخ و بداخلاق مي‌شويد كه اكثر اطرافيان از دورتان پراكنده مي‌‌شوند. صبر و حوصله به خرج بدهيد، ولي نه با گلايه و غرغر.چند وقتي است كه اطرافيان نزديك‌تان قصد احوالپرسي از شما را دارند اما جرات نمي‌‌كنند با شما تماس بگيرند!بهتر است در انجام معامله‌اي كه در پيش رو داريد، دست دست نكنيد، اگر واقعا قصد خريد داريد عجله كنيد كه به نفع شماست.  
    خرداد
    پله‌هاي ترقي را يك به يك پيموده‌ايد و اكنون به جايي رسيده‌ايد كه مي‌‌توانيد آدم‌هاي هم‌سطح خودتان را از بالا، ريز ببينيد! يادتان باشد كه پيشرفت شما به‌خاطر كمك‌هاي آنها مهم بوده است. به خودتان مغرور نشويد و هميشه يادتان باشد كه ريزش فواره به‌خاطر سربالا رفتن زياد از حد آن است!يك جابه‌جايي در پيش خواهيد داشت. شايد كنار آمدن با محيط جديد در ابتدا براي‌تان سخت باشد ولي خيلي زود با وضعيت جديد هماهنگ خواهيد شد.    
    تير
    لطفا زود تصميم نگيريد! در قضاوت عجله نكنيد. بهتر است كار نيمه‌كاره‌اي را كه در دست داريد به سرانجام برسانيد، بعد برويد سراغ يك كار ديگر. مسائل و مشكلات خانوادگي‌تان را وارد محيط كار خود نكنيد. جمعي از دوستان شما به موقعيت‌تان حسادت مي‌‌كنند... شايد تقصير خودتان باشد كه تمام جيك و پيك زندگي‌تان را در برابر ديدگان گرسنه آنها روي دايره مي‌‌ريزيد.فكري توي سرتان دارد به شدت وول مي‌‌خورد! فكر آغاز يك كار جديد، خريد يك وسيله نو يا...؛ اگر مي‌‌خواهيد فكرتان را واقعا عملي كنيد بهتر است اين كار را انجام دهيد .
    مرداد
    مهمان يا قدم نورسيده‌اي در راه داريد كه هر چه هست، قدمش بسيار براي‌تان آمد دارد. خداوند را شكر بگوييد و از او غافل نشويد.بيماري يكي از دوستان يا نزديكان‌تان، شما را خيلي كلافه كرده است. براي بيمار، دعا كنيد.بدبيني، بلاي جان شماست. بهتر است عينك بدبيني را همين الان از چشم‌تان برداريد و زير پاي‌تان خرد و خاكشيرش كنيد. صبر آدم‌هاي دور و بر شما هم اندازه‌اي دارد. آنها نمي‌‌توانند همين‌طور آرام بنشينند و شاهد رفتار اهانت‌آميز شما باشند. پيش از آن‌كه تمام پل‌هاي پشت‌سر خود را خراب كنيد بهتر است تغيير رويه داده و منطقي‌تر تصميم بگيريد.    
    
    شهريور
    يك سفر زيارتي پيش‌رو خواهيد داشت. ديداري غير مترقبه با يكي از اقوام دورتان خواهيد داشت كه به شدت از آن، احساس رضايت خواهيد كرد. اعتماد بيش از حد، به همه كس، درست نيست. در گزينش دوستان تازه واردي كه اين روزها به جمع آشنايان شما پيوسته‌اند دقت كنيد. شما كه قسم نخورده‌ايد با هر كس كه از راه رسيد و سلام و عليكي كرد، پسرخاله شويد؟ گمشده‌اي كه مدت‌ها دنبالش مي‌‌گشتيد را پيدا خواهيد كرد.     
    مهر
    تكليف تعليقي كه در كارتان افتاده بود اين روزها مشخص مي‌‌شود.از خريدي كه كرده‌ايد، نهايت سود را خواهيد برد و بسيار خوشحال خواهيد شد.يكي از نزديكان‌تان را رنجانده‌ايد. شايد حق با شما باشد ولي زخم زبان‌زدن، فقط كدورت ايجاد مي‌‌كند. مي‌‌توانيد به همين رويه ادامه دهيد تا خودتان با چشم خود ببينيد كه هيچ فايده‌اي نخواهد داشت! قولي كه داده بوديد يا نذري كه داشتيد را هر چه زودتر ادا كنيد تا بارش الطاف رحمت پروردگار هم به سوي شما تداوم داشته باشد.     
    آبان
    يكي از نزديكان‌تان در تحقق بخشيدن قولي كه به شما داده، دست دست مي‌‌كند. قهر و دعوا و استفاده از زبان تند فايده‌اي ندارد. گاهي اوقات، صبر بيش از حد هم نتيجه عكس خواهد داشت. بهتر است خيلي دوستانه و با زبان نرم، قضيه را به او گوشزد كنيد و از وي جواب بخواهيد.از جايي‌كه انتظارش را نداريد، هديه يا پولي به دست‌تان مي‌‌رسد كه بسيار براي‌تان خوشايند است. خواب بدي را كه ديده‌ايد، خوب تعبير كنيد و بد به دل‌تان راه ندهيد. صدقه گذاشتن مي‌‌تواند بسياري از بلاها را از شما دور كند.    
    آذر
    حقي از شما زايل شده است ولي با زبان نرمتري هم مي‌‌توان مقصر را متوجه خبط و خطايش كرد. اين روزها درگير يك اسباب‌كشي يا جابجايي شغلي هستيد كه وقتتان را خيلي به خودش مشغول مي‌‌كند. تنوع، چيز خوبيست، روح آدم را نوازش مي‌‌دهد ولي يادتان باشد تنوع را به قيمت اسراف و ريخت و پاش بيجا، ايجاد نكنيد.درخواستي از شما مي‌‌شود. بدون فكر كردن، از سر بي‌‌حوصلگي يا عصبانيت به مخاطبان جواب ندهيد كه حتما پشيمان خواهيد شد. راستي تولدتان مبارك...     
    دي
    متوجه رازي خواهيد شد كه باور كردنش براي‌تان آسان نيست. اگر بحث به خطرافتادن جان و مال كسي در كار نيست، بهتر است سعه صدر به خرج دهيد و رازدار باشيد. به زودي اوضاع بر وفق مرادتان خواهد شد و بدون اين‌كه كمترين دخالتي از جانب شما اعمال شود، همه‌چيز روشن خواهد شد.در انتخاب‌تان مردد هستيد. بهتر است به نزديكان‌تان اعتماد كنيد و از آنها كمك بخواهيد.
     قصد ترتيب دادن يك جشن يا مهماني را داريد كه عده زيادي از دوستان و آشنايان در آن حضور دارند. خودتان را زياد خسته نكنيد. بدون تشريفات بيش از حد هم به مهمان‌ها خوش خواهد گذشت.
    
    
    بهمن
    به‌خاطر حرف مردم، زندگي را به كام خود و اطرافيان‌تان تلخ نكنيد. مگر همين شما نبوديد كه تا ديروز مي‌‌گفتيد «در دروازه را مي‌‌شود بست، در دهان مردم را نه؟!» پس چرا حالا قنبرك زده‌ايد و مدام غصه جواب دادن به پرسش‌هاي اين و آن را مي‌خوريد؟ تازه واردي، وارد زندگي‌تان خواهد شد. خبرهاي خوشي براي‌تان خواهد داشت. پيشنهاد سفر را رد نكنيد. يك سفر كوتاه مدت، مي‌‌تواند روحيه كسل و غمگين‌تان را از اين رو به آن رو كند.كدورتي در خانواده يا با يكي از دوستان نزديك داريد كه به صلاح شماست هر چه زودتر براي آشتي پيش قدم شويد.
    
    اسفند
    حساب و كتاب، هميشه خوب است ولي دست و دلبازي خارج از حساب يا خساست بيش از حد، دمار از روزگار آدم در مي‌‌آورد. از قديم گفته‌اند «از هر دست بدهي، از همان دست مي‌‌گيري» در خريد چشم‌روشني يا كادويي كه اين روزها به گردن‌تان افتاده، حد ميانه را رعايت كنيد. به يك مهماني دعوت مي‌‌شويد و در آن مجلس، جواب چند تا از سوال‌هاي‌تان را از زبان كساني‌كه اصلا انتظارش را نداريد خواهيد شنيد. به نشانه دقت كنيد. هر يك از اتفاقات اين چند روز، مي‌‌تواند كليد حل سوالات و معماهاي ذهن شما باشد.
 
 
+ نوشته شده در جمعه 7 فروردین1388ساعت 2:28 PM توسط امیر |
عیدتان مبارک
عید آمد و ما قبا نداریم

با کهنه قبا صفا نداریم

گردید لباس پاره پاره

در پیکر خود عبا نداریم

جز سنگ و کلوخ و آجر و خشت

ما بالش و متکا نداریم

مردند تمام قوم و خویشان

غمخوار به جز خدا نداریم

جز گاو برای کسب روزی

در مزرعه رهنما نداریم

آجیل و لباس و پول خوب است

اما چه کنم که ما نداریم

خوب است بساط ساز و آواز

افسوس که ما صدا نداریم

در فصل بهار چون کنم چون

دل از غم یار خون کنم خون

عیدی بدهید فصل عید است

این عید برای ما سعید است

جمشید جم این بساط چیدست

از جم به عجم مهین نوید است

شیرینی و هفت سین بیارید

از هموطنان مرا امید است

قلیان و گلاب و نقل و شربت

با چایی لاهیجان مفید است

طفلی که قبای تازه دارد

در موسم عید رو سفید است

افسوس که ما فکل نداریم

امروز فکل مد جدید است

این شعر مناسب است افسوس

گوینده شعر ناپدید است

در فصل بهار چون کنم چون

دل از غم یار خون کنم خون

باید شب عید را پلو خورد

آن ماهی شور را جلو خورد

در سال جدید وقت تحویل

با باغلوا شکر پلو خورد

افشرد به ماهی آب نارنج

پس تازه بتازه نوبنو خورد

آن جوجه پخته را به یکدم

بلعید و ندیدمش چطو خورد

کوکوی برشته را ز بشقاب

قاپید بحالت چلو خورد

اندر سر سبزه مرد زارع

این شعر بخواند و نان جو خورد

در فصل بهار چون کنم چون

دل از غم یار خون کنم خون

صد شکر تمام شد زمستان

شد فصل بهار عیش مستان

منقل بکشید بسوی مطبخ

کرسی ببرید از شبستان

آن  سینی هفت سین بیارید

با سبزه و  سنجد و شپستان

سورنج و سماق و سرکه  و سیر

آرید به صفحه گلستان

ریزید شراب ارغوانی

اندر قدح بلور مستان

یاد از فقرا نمود ناگاه

دیشب یکی از خداپرستان

عریان و برهنه در شب عید

میگفت یکی ز تنگدستان

در فصل بهار چون کنم چون

دل از غم یار خون کنم خون

یاران چه کنم که کس ندارم

بلبل شدم و قفس ندارم

خواهم بگریزم از زمانه

اصلا ره پیش و پس ندارم

بازار وطن شده پر از دزد

یک شحنه و یک عسس ندارم

گلدسته باغ عقل و هوشم

من طاقت خار و خس ندارم

جز علم و ترقی معارف

اندر دل خود هوس ندارم

عید است برای پختن آش

پول نخود و عدس ندارم

در فصل بهار چون کنم چون

دل از غم یار خون کنم خون

+ نوشته شده در جمعه 30 اسفند1387ساعت 4:20 PM توسط امیر |

 

 

 

 

عیدو به همه ی دوستای عزیزم تبریک میگم  امیدوارم که ساله خوبی داشته باشین

+ نوشته شده در پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت 11:10 PM توسط امیر |
رفتنت را هیچکس باور نداشت

به روي گونه تابيدي و رفتي                     مرا با عشق سنجيدي و رفتي

تمام هستيم نيلوفري بود                        تو هستي مرا چيدي و رفتي

 

كنار انتظارت تا سحرگاه                         شبي همپاي پيچك ها نشستم

تو با ناز آمدي از راه و آن وقت                  تمناي مرا ديدي و رفتي

 

شبي از عشق تو با پونه گفتم                دل او هم براي قصه ام سوخت

غم انگيز است تو شيداييم را                  به چشم خويش فهميدي و و رفتي

 

چه بايد كرد اين هم سرنوشتي است         ولي دل را به چشمت هديه كردم

سر راهت كه مي رفتي تو آن را                به يك پروانه بخشيدي و رفتي

 

نسيم از جاده هاي دور آمد                      نگاهش كردم و چيزي به من گفت

تو هم در انتظار يك بهانه                          از اين رفتار رنجيدي و رفتي

 

دلم پرسيد از پروانه يك شب                    چرا عاشق شدن درد عجيبي است

و يادم هست تو يكبار اين را                      ز يك ديوانه پرسيدي و رفتي

 

تو را بر جان گل سوگند دادم                     كه تا يك شب نيازم را ببيني

ولي در پاسخ اين خواهش من                  تو مثل غنچه خنديدي و رفتي

 

كنار من نشستي تا سحر گاه                 ولي چشمان تو جاي دگر بود

و من مي دانم آن شب تا سپيده              نگارت را پرستيدي و رفتي

 

جنون در امتداد كوچه عشق                     مرا تا آسمان ها با خودش برد

و تو در آخرين بن بست اين راه                   مرا ديوانه ناميدي و  رفتي

 

شبي گفتي نداري دوست من را                نمي داني كه من آن شب چه كردم

خوشا بر حال ٱن چشمي كه آن را              به زيبايي پسنديدي و رفتي

 

كنار ديدگانت چشمه اي بود                        و من در پاي چشمه تشنه ماندم

تو بي آنكه بپرسي اين عطش چيست           ز آب چشمه نوشيدي و رفتي

 

پريشآن كردي و شيدا نمودي                       تمام جاده هاي شعرمن را

رها كردي،‌ شكستم  خرد گشتم                  تو پايان مرا ديدي و رفتي...

 

+ نوشته شده در سه شنبه 26 آذر1387ساعت 12:25 PM توسط امیر |
چرا غمها نمیدانندکه من تنهاترین تنهای دنیایم
دریغا اشنایی چیست اینجا                دلیل ماندن من چیست اینجا

خدایامن به شهرخودغریبم                 هوای غربتم ابریست اینجا

 

                   روح من ای زبرم رفته وبر ناگشته

                  شده دیوانه دگر در عطش دیدن تو

                 ترس دارم که رسد مرگ وبماند اخر

                بردل خون شده ام حسرت بوسیدن تو

 

درون سینه ام صدارزومرد                      گل صدارزونشکفته پژمرد

دلم برروی اودریای درداست                  همین دریامرادرخودفروبرد

 

+ نوشته شده در چهارشنبه 29 آبان1387ساعت 7:18 AM توسط امیر |

قالب وبلاگ

free Template Blog

قالب وبلاگ رایگان

قالب بلاگفا